تبليغاتX
دانشجویان ادیان و عرفان دانشگاه تهران85




















دانشجویان ادیان و عرفان دانشگاه تهران85

((ان لربكم في ايام دهركم نفحات من رحمته الا فتعرضوا لها))

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 15:5 توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)| |

 

 www.nafahat.ir

زرد و سرخ و ارغوانی
                                    برگ درختان پاییز
می ریزند بر زمین
                                     آرزوهای ما نیز

درختان پاییز در خون غنودند
سرودی به یاد بهاران سرودند:
                                   ریخت ز چشم شاخه ها، خون دل زمین چو برگ
                                   از همه سو روان شده، اشک خزان ببین چو برگ    
                                   ریخته بر زمین سرد، این همه برگ سرخ و زرد
                                   آه بهار  آرزو، بر سر ما گذر نکرد

توشه ای از بهاران ندارم
یادگاری ز یاران ندارم
گرد خاموشی و خستگی 
روی قلبم نشسته

همچو خزان خموش و زرد
                                     در ره تو نشسته ام
تا تو مگر قدم نهی
                                    باز به چشم خسته ام


زرد
و سرخ و ارغوانی              برگ درختان پاییز

می ریزند بر زمین
                                     آرزوهای ما نیز...


شعر: امیرحسین سام


*.من گنگ خوابدیده و عالم تمام کر     من عاجزم زگفتن و خلق از شنیدنش

*.عکسها از م.ا.محب علی است.کن/ پاییز ۸۶.

www.nafahat.ir

نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت 9:48 توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)| |

 

گفتیم حال که ما به حسب ظاهرـ که حکم بر آن باید راند!ـ از اصحاب عرفان و یا بهتر بگویم از اصحاب محققان و پژوهندگان طریقتیم نشاید که سخن کم گوییم ازاوتاد و اقطاب ـ که پیشوایانند مر سالکان راـ. در این مسیر فرض دیدیم بر خود سخن گفتن از مولوی و شاهکارش مثنوی را.

نیازی نیست چندان سخن گفت درمورد مولوی و مثنوی، چه طالبان معرفت این صدف و گوهر را می شناسند، هر چند اندکند افرادی که معرفتی کامل به ان داشته باشند که به قول خود مولوی "هو اصول اصول اصول الدین."

TinyPic image

بنا براین گذاردیم هر از چند صباحی(!) داستانی و ابیاتی از مثنوی ارمغان آوریم و آغاز را ازاغاز آوردیم. 

در صورت توان و توفیق حق تعالی در مواردی از شروح معتبر نیز نقل خواهد گشت.

به امید اینکه این عمل کوچک، طریقی بزرگ برروی سالکان حقیقت و طالبان معرفت بگشاید.

م.ا.محب علی    

بشنو از نى چون حكايت مى‏كند            از جدايى‏ها شكايت مى‏كند 

  ادامه مطلب...


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 20:13 توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)| |

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها))

همراه شو عزيز ، همراه شو عزيز ،
تنها نمان به درد ،
كين درد مشترك ،
هرگز جدا جدا ، درمان نمي شود

دشوار زندگي ، هرگز براي ما
دشوار زندگي ، هرگز براي ما
بي رزم مشترك ، آسان نمي شود

تنها نمان به درد ،
همراه شو عزيز ، همراه شو ، همراه شو ، همراه شو عزيز ،
همرا ه شو عزيز ،

تنها نمان به درد ،
كين درد مشترك ، هرگز جدا جدا ، درمان نمي شود .

شعر: برزين آذرمهر (شاید نام مستعار پرویز مشکاتیان باشد.)


همراه شو عزیز! تا تمدن با شکوه ایران اسلامی را دوباره بسازیم.

ایرانی که سراسر پر ابن سینا ها، فارابی ها، غزالی ها، ابوریحان ها، حافظ ها، سعدی ها و مولوی هایی دیگر است.

ادامه دارد...


نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 15:35 توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)| |

 

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

((اِنَّ لِرَبکم فی ایامِ دهرِکم نفحاتٍ من رحمتهِ٬ اَلا فتعرَّضو لَها))

این بار من به یک باره گی

در عاشقی پیچیده ام...

     منم آن نیاز مندی که به تو نیاز دارم     

  اگر از تو باز دارم به که چشم باز دارم

 تویی آفتاب و چشمم به جمال توست روشن

    غم چون تو نازنینی به هزار ناز دارم

     به جفا نمودن تو، ز وفات برنگردم 

    به وفا نمودن خود، ز جفات باز دارم

     گله کردم از تو گفتی که بساز چارۀ خویش

     منم آن که در غم الحق دل چاره ساز دارم

      غم دل چه باز گویم، که تو را ملال گیرد  

     کنم این حدیث کوته که غم دراز دارم
                                           (۱)                                      


۱.چشمۀ خورشید، گزیدۀ غزلیّات دیوان شمس، رضا قلی خان هدایت:

به هدایت چه زنی طعنه که صوفی گردید    همه را کاش خداوند هدایت می کرد

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 7:35 توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)| |

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

تمام اهالی معرفت و عرفان بر این قول متفقند که مثنوی معنوی دریایی از حکمت و عرفان اسلامی است. دلیل این مدعا شروحی است که بزرگان دین بر این دّر گرانبها نگاشته اند. لیک بعضی از جهلۀ صوفیه در حق آن غلو و عده ای دیگر تقصیر و کوتاهی کرده ند و با بحث های بیهوده از اصل وامانده اند. ما به تقلیید از بزرگان و پیشوایانمان از نیکی های بیکران آن استفاده می کنیم و از آنچه که با مذهب روش ما سازگاری ندارد ـ البته اگروجود داشته باشد ـ می گذریم.
در پایان این نکته را یاد آور می شوم که اسلام ناب محمدی یا همان تشیع به مانند سلفیها و بعضی فرق منتسب به اسلام تنها از ظاهر و فقه متشکل نیست. تشیع به مانند قرآن و به تبع از معصومین (علیهم السلام) مملو است از علوم و معارف عرفانی، فلسفی، کلامی و... و تمام این علوم به مانند فقه شیعه پویا هستند
.
در این پست داستان " رومیان و چینیان" را از مثنوی انتخاب کرده ام و در آینده به فضل خداوند رحمان شروح این داستان را خواهم نوشت.

و الحمد لله رب العالمین.

ور مثالى خواهى از علم نهان        قصه گو از روميان و چينيان

قصه اى مرى كردن روميان و چينيان در علم نقاشى و صورتگرى:

   چينيان گفتند ما نقاشتر           روميان گفتند ما را كر و فر

گفت سلطان امتحان خواهم در اين        كز شماها كيست در دعوى گزين

اهل چين و روم چون حاضر شدند         روميان از بحث در مكث آمدند


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386ساعت 14:27 توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)| |

وقتی راه رفتن آموختی ،

دویدن بیاموز

و دویدن که آموختی ، پرواز را ...

 

راه رفتن بیاموز ،زیرا راه هایی که می روی جزئی از تو

می شوند و سرزمینهایی که می پیمایی بر مساحت تو

می افزایند ..

دویدن بیاموز ،چون هر چیز را که بخواهی دور است

وهر قدر که زود باشی ، دیر...

و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی،

برای آنکه به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی ..

 

من راه رفتن را از یک سنگ آموختم !

دویدن را از یک کرم خاکی ...!!!

و  پرواز را از یک درخت .....!

بادها از رفتن چیزی به من نگفتند!!!

زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند!

پلنگان دویدن را یادم ندادند،زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن

را از یاد برده بودند!

پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند،!!

زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی

سپرده بودند . . .

 

اما سنگی که درد سکون را کشیده بود ،رفتن را می شناخت!

وکرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود،دویدن را می فهمید!

ودرختی که پاهایش در گل بود از پرواز بسیار می دانست !

 

آنها از حسرت به درد رسیده بودند

و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت

وقتی رفتن آموختی ،دویدن بیاموز،ودویدن که آموختی،

پرواز را ! 

راه رفتن بیاموز ..

زیرا هر روز باید از خودت تا خدا گام برداری ..

دویدن بیاوز زیرا چه بهتر که از خودت تا خدابدوی ..

و ..

و پرواز را یاد بگیر

زیرا باید روزی از خودت تا خدا پر بزنی ... !!

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 12:47 توسط ف.سرآبادان| |

 

پیامبری از کنار خانه ما رد شد !


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 19:3 توسط ف.سرآبادان| |

 

گاهی هدف ، مقصدی است ، رسیدنی.

گاهی هدف غایتی است به دست آوردنی .

گاهی اما نه رسیدنی در کار است و نه به دست آوردنی.

گاهی ...

پیمودن است که زیباست ، چگونه پیمودن و رفتن است که نیکوست ،

چگونه رفتن.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 11:25 توسط ف.سرآبادان| |

((بسم الله الرحمن الرحیم))

                                                                                      nafahat.ir

جلال الدین محّمد بلخی، بی شک یکی از تابان ترین ستاره های ادب پارسی است.

مولوی را با بیشتر مثنوی معنوی می شناسند لیک، دیوان کبیر نیز درّی گرانبها و کم نظیر است.
در میان اشعار دیوان مولوی ریاعیاتی نیز به چشم می خورد که به مانند بعضی از دیگر آثار او مورد بی مهری قرار گرفته اند. حال سئوال اینجاست که دلیل این بی مهری چیست؟


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 11:1 توسط م.ا.محب علی| |

((بسم الله الرحمن الرحیم و ایاه نستعین))

 

کتاب "جوامع الحکایات و لوامع الروایات"، نوشتۀ "سدیدالدین محمد عوفی" بزرگترین اثر داستانی قرن هفتم است.

این کتاب دایرة المعارفی از داستانها، مشحون از نکات تاریخی و اخلاقی و مذهبی و پر از لطایف پارسی و مشتمل بر معارف اسلامی بسیاری است.

هنگامی که به این کتاب نگاهی می کنید، اگر چه آن را کتابی عرفانی نمی دانند، لیک جوامع را خالی از حقایق عرفانی نمی یابید. در جای جای این کتاب نفحاتی از معارف، زهد و عرفان اسلامی به چشم می خورد. پسندیده دیدم که حکایاتی چند از این کتاب ارجمند که مورد بی مهری نیز واقع شده است، بیاورم. ان شاء الله در آینده به کمک دوستان مطالب و تحقیقاتی در بار‌ۀ این کتاب خواهیم نگاشت. 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 16:6 توسط م.ا.محب علی| |

((بسم الله الرحمن الرحیم))

 

 

 

[عکس:م.ا.محب علی]

 

   آنانکه محیط فضل و آداب شدند                      در جمع کمال شمع اصحاب شدند

  ره زین شب تاریک نبردند برون                       گفتند فسانه ای و در خواب شدند

***

چون نیست مقام ما در این دهر مقیم       پس بی می و معشوق خطائی است عظیم

تا کی ز قدیم و محدث امیّدم و بیم           چون من رفتم جهان چه  محدث  چه   قدیم

[رباعیّات خیام بر اساس نسخهء محمد علی فروغی]

 

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 10:58 توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)| |

نظرسنجی اس‌ام‌اسی


برترین شاعر }
 
به نظر شما برترین شاعر ادب فارسی کیست؟

1- حافظ  کد:22821
 (2رای، 20%)

2- خیام  کد:22822
 (0رای، 0%)

3- سعدی  کد:22823
 (3رای، 30%)

4- عطار  کد:22824
 (0رای، 0%)

5- فردوسی  کد:22825
 (1رای، 10%)

6- مولوی  کد:22826
 (4رای، 40%)

7- هیچکدام  کد:22827
 (0رای، 0%)


عنوان نظرسنجی: برترین شاعر
تاريخ شروع نظرسنجی: 1386/2/14
مجموع نظرات: 10
آدرس: erfan-85.blogfa.com

شرکت در نظرسنجی: برای شرکت در نظرسنجی، کد مقابل گزينه مورد نظر را به شماره 30009324 (يا 3000webg) اس‌ام‌اس کنيد.
در حال حاضر امکان ارسال اس‌ام‌اس با خطوط تاليا و ايرانسل نمی باشد.

نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:55 توسط مدیریت وب نفحات(عرفان-85)| |

                                             ((بسم الله الرحمن الرحیم))

((الحمد لله الذی لا یبلغ مِدَحته القائلون)) سپاس خداوندی را که سخنوران از ستودن او عاجزند.(ترجمه نهج البلاغه٬محمد دشتی٬  خطبه  ۱)

در روز بزرگداشت استاد سخن ٬((مصلح الدین سعدی شیرازی)) هستیم.در باب سعدی سخن بسیار توان گفت اما چه گویم که این روزها وقت زیادی ندارم. پس به ذکر حکایتی خواندنی از گلستان اکتفا می کنم.

((عبدلقادر گیلانی[متوفی۵۶۲ ]را دیدند در حرم کعبه روی بر حَصبا[سنگ ریزه] نهاده همی گفت:((ای خداوند بر من ببخشای!و اگر هر آینه مستوجب عقوبتم در قیامتم نابینا بر انگیز تا در روی نیکان شرمسار نشوم.))

                    روی بر خاک عجز می گویم                   هر سحر گه که باد می آید

                    ای که هرگز فرامشت نکنم                    هیچت از بنده یاد می آید

[منبع: گلستان سعدی به کوشش آقای نور الله ایزد پرست٬انتشارات دانش٬ چاپ پنجم۱۳۷۶]

نوشته شده در شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 22:53 توسط | |

                                          ((بسم الله الرحمن الرحیم))

((الحمد لله الذی لا یبلغ مِدَحته القائلون)) سپاس خداوندی را که سخنوران از ستودن او عاجزند.(ترجمه نهج البلاغه٬محمد دشتی٬ خطبه ۱)

مقدمه

 در آستانه ولادت سید النبین٬رحمة للعالمین٬پیامبر صلح و دوستی٬حضرت محمد مصطفی(ص) و در میانه هفته وحدت هستیم. تصمیم گرفتم اشعار و ابیاتی از بوستان سعدی که مرتبط با پیامبر اکرم (ص) است را جمع آوری کنم تا هدیه ای نا قابل به دوستداران آن حضرت باشد.البته این تحقیق مقدمه و پیش درآمدی بر پژوهشی گسترده تر با عنوان ((معصومین در آثار سعدی)) که انشاءالله در آینده ای نه چندان دور به کمک دوستان علاقه مند نگاشته خواهد شد. ضمناُ این تحقیق کامل نیست و دارای عیوبی است که ناشی از ضعف علمی نگارنده می باشد امیدوارم با انتقاد های سازنده خود مرا در برطرف کردن آنها راهنمایی کنید.

در وصف سعدی نیاز به سخنی نیست زیرا ٬ هر کس اندکی با اد بیات فارسی آشنایی داشته باشد این ستاره درخشان ادب را به خوبی می شناسد و می داند که ((سخن ملکی ست سعدی را مسلم)). به طور کلی سعدی شاعری است معتدل و متشرع.شریعت در جای جای آثار سعدی آشکار است و به یقین می توان گفت که او به ظاهر و باطن شریعت پای بند بوده است. اگر چه سعدی در اشعارش خلفای راشدین را یاد کرده است اما آنجایی که وقت شفاعت کردن است دست بر دامان رسول و آل او می زند:

               اگر دعوتم رد  کنی ور قبول               مرا دست و دامان آل رسول

              فردا که هر کسی به شفیعی زنند دست             ماییم و دست ودامن معصوم مرتضی

و حب خود به اهل بیت را در چندین جای اعلام می کند:

               سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی               عشق محمد بس است آل محمد

و اهل بیت را معصوم می شمرد:

               یا رب به نسل طاهر اولاد فاطمه                 یا رب به خون پاک شهیدان کربلا

آری٬ گر چه در ظاهر سعدی را می توان از برادران اهل سنت شمرد اما ٬تشیع در اشعار او بسیار نمایان است.

حال به بررسی نبی اکرم(ص) در بوستان سعدی می پر دازیم.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 15:55 توسط | |


Design By : Night Skin